تبليغاتX
Eshgh o khiyanat

 به نام آنکه بر وجود انسان دمید ، و به نام آنکه دل را آفرید ، تا پدیده ای چون عشق

 را معلول آن کند، پس به نام پروردگار عشق و هستی

و به نام آفریننده وطنم، ایران

این پست ثابت وبلاگ هست و یکم درباره خودم توضیح میده

البته اطلاعات بیشتر رو توی پروفایلم گذاشتم        

امیدوارم همیشه موفق باشید                     این وبلاگ از برای روزگار

دوستون دارم                      گر من نماندم این وبلاگ بماند یادگار

    

Facebook    twitter    Friendfeed    youtube



Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

به قلم : فرزاد ™ جمعه 1390/02/16

 

چقدر سخته کسی رو دوست داشته باشی ولی اون....

چقدر سخته اونی رو که دوسش داری ازت یکمی بزرگتر باشه و بهت بگه هنوز بچه ای

چقدر سخته بخوای تو بغلش بخوابی ولی بترسی که شاید روز آخر باشه میبینیش

برای همین به یه بوس از اون بسنده میکنی

خیلی سخته قبل اینکه بخوای تو بغلش باشی بهش بگی تورو خدا اگه میخوای بری

بزار بینمون چیزی نباشه ولی اون بگه نه عزیزم نمیرم

چقدر سخته بعد اینکه تو بغلش خوابیدی بهت بگه دیگه میخواد بره و نباید نه بیاری

میدونی چقدر سخته که وقتی تو بغلش خوابیدی دوست داشتنت چند برابر بشه

خیلی سخته تو اینقدر دوسش داشته باشی ولی اون قلبش پیش کسی دیگه باشه

خیلی سخته ازش بیخبر باشی

نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی ولی اینقدر دلم برات تنگ شده که

نمیتونی تصور کنی

میگن انتظار از همه ی اینا سختره....

فقط خواستم بگم امیدوارم با این همه سختی که برام درست کردی بتونم بازم مثل

همون روزایی باشم که باهات بودم...

 

شاید برگشتی و سختی انتظار تموم شد

شاید تونستی حصاری که برا خودت درست کردی رو از بین ببری

به قلم : فرزاد ™ پنجشنبه 1391/02/28

 

                       

  دلم گرفته از این روزها, از این روزهای بی نشون از این همه در به دری از گردش چرخ زمون

  دلم گرفته از ادما, از آدمای مهربون از این مترسکهای بد از همدلهای همزبون

  تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون آهای خدای عاشقا توئی فقط دلخوشیمون

  آره دلم خیلی پره از غمهای رنگ و  وارنگ

  دلم پره از جمله دوست دارم و دروغهای خیلی قشنگ

  دلم گرفته از این روزها , از ادما از آدمای مهربون

   از تو که با ما نبودی از اون خدای آسمون

 

ای کاش فراموشم نمیکردی خدا...

 

به قلم : فرزاد ™ شنبه 1391/02/23

 

  

 به آسمان گفتم قشنگترین جمله را بگو تا برای عزیزترین کسم بنویسم :

 گفت بنویس دوست دارم بی نهایت با صداقت تا قیامت

 تقدیم به مادر عزیزم به مناسبت سالروز میلاد حضرت

 صدیقه کبری فاطمه زهرا (ع) و روز زن . . .

 

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست

مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست


 

 روز زن رو به دوستای گلم تبریک میگم امیدوارم همیشه سایه مادرتون بالا سرتون باشه

به قلم : فرزاد ™ جمعه 1391/02/22

 

 

             

Eshgh o khiyanat

 

ادامه مطلب رو بخونید

به قلم : فرزاد ™ شنبه 1391/02/16

 

                              

تنهام و اتاق تاریک ...

چشمام باز بهانه دارند باز تر شدند سکوت سنگینی هوا رو پر کرده...

بغض نفس کشیدن رو واسم سخت کرده...

چشمام رو می بندم اشکام آروم رو صورتم میاد پایین...

یادت تمام وجودم رو گرفته...

پشته هر تبسم زیبات...پشته هر گرمایه دستات...

سوال های بی جواب می زارم....

اما جواب تو به من...

اشک،سکوت،تنهایی و ...

و هیچی هر چی هست تو می دونی

ادامه مطلب رو بخونید

به قلم : فرزاد ™ یکشنبه 1391/02/10

 

 

 

اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه.
اگه کفشاش خیلی بهش اومدن.
اگه خطش محشره.
اگه صداش بینظیره

اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل میکنه.
اگه بهتون آرامش میده.
اگه میتونه غافلگیرتون کنه.
اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه.


اگه بهش میگید رفتم که نرو گفتنش رو بشنوید
اگه مهربونه
اگه ماهه
اگه خوبه


اگه دست هاشو دوست دارید
بهش بگید عاشق شدید...
خب؟
بهش بگیدا...
خیلی زود ..دیر میشه....

 

 

به قلم : فرزاد ™ سه شنبه 1391/01/29

 

پرستو ها چرا پرواز کردید
جدایی را شما آغاز کردید


خوشا آنانکه دلداری ندارند
به عشقو عاشقی کاری ندارند


خداحافظ برای تو  رهایی
برای من فقط درد جدایی


خداحافظ برای تو چه آسان
ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان


خداحافظ
خداحافظ طلوعم
خداحافظ غروبم
خداحافظ تو ای تنها امیدم

دوست دارم همه جا تاریک باشه همه جا سکوت باشه  یعنی میشه …

 

ای کاش بودی و اشکهای غلتیده روی گونه هایم را با دستان گرم مهربانت پاک می کردی شاید این بهانه ای بود برای احساس ناب نوازش دستانت بر روی چهره ی خسته و تنهایم….

حرفهای نگفته ای که شاید همیشه نا گفته بماند بر قفس تنگ سینه ام سخت بیتابی می کند و تنها آغوش گرم عشقت درب این قفس شکسته را باز می کند و مرغ اسیر عشق را در آسمان زندگی من و تو با سرافرازی به پرواز در می آورد … و آن گاه …. من زندگی تازه ام را با تو جشن می گیرم….

عشق من حلالم کن

نامه آخر یک پسر عاشق که از خیانت عشقش خود کشی کرد

به قلم : فرزاد ™ جمعه 1391/01/18

 

            

بعد از سالها دو باره ، اینجایم
و با حسی کودکانه

نگاهم با قلبم هماهنگ
خواستار دیدن توست
همانطور کودکانه

اه

این حس قوی است
ولی عقل می داند که نیست


چقدر این کودکانه اندیشیدن را دوست دارم
چقدر این اندیشه کودکانه را دوست دارم
کودکانه می خوابم ولی کابوس ام بزرگ است
کودکانه بیدار می شوم ولی بیداری ام ننگ است
کودکانه شاد می شوم ولی غم ها همچنان سنگین اند


ای کودکی به قلب پیرم چنگ بزن
مانند بادکنک های کودکی
با خوشحالی بترکانش
دلهره ی ترکیدن بادکنک زیبایم
قشنگ ترین احساس کودکی ام بود

نمیدونم این روزا چم شده ولی راستش خیلی دلم گرفته....

به قلم : فرزاد ™ سه شنبه 1391/01/08

 

  

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان
 
 زشتی های بزرگ باشند
 
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
 
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
 
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با
 
 خود آشتی دهد
 
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم 
 
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان
 
 باش
 
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
 
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…
من…تو…ما
 
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…
 
پیوند ما درامسال با کیست؟…
 
 
آیابازم میتونیم عاشق بشیم؟؟؟
 

به قلم : فرزاد ™ جمعه 1390/12/26

 
mouse code|mouse code

كد ماوس